ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

12

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

اين ترتيب ، نقض غرض حاصل شود . از اين‌رو از آوردن شروح و تفاسير زائد خوددارى كرده و كوشيده‌ام نكاتى را مطرح كنم كه سعى در تأكيد آنها دارم . طى اقامت در ايران با كوشش فراوان توانستم بسيارى از جاهاى آن سرزمين را سياحت و طرز زندگانى ايرانيان را با چنان رغبت و دلبستگى مطالعه كنم كه زادهء شور و شوق من در موضوع مورد بحث بوده است ، آن هم با پشتكارى كه پس از سالها تمهيد مقدمات كار ، در آدمى پديدار مىآورد . آرزو داشتم كه از فرصت و وسايلى بيشتر برخوردار بودم اما « ما لا يدرك كله لا يترك كله « 1 » » ، و از تجربتى كه به ساليان در سير و سفر اندوخته‌ام ، آموخته‌ام كه عواطف و تأثيراتى كه چند ماه اقامت در كشورى بيگانه در انسان بر جاى مىگذارد ، بسا جاندارتر از آن است كه پس از سالها زندگى در آن ديار در آدمى پديدار مىگردد . البته اين خطر نيك شناخته در ميان است ، كه انسان « تأثير بد » پذيرد و به تعميم مطالبى پردازد كه دربارهء آنها به مقدار كافى مواد و مصالح تحقيق گرد نياورده است . اما من كوشيده‌ام كه ايران را هر چه بهتر و بيشتر بنگرم و بدين گونه از عامل اشتباه بكاهم ، و بين اوضاع محلى و اوضاع عمومى كشور فرق بگذارم و مشاهدات خود را با تاريخ ايران از كهنترين دوران بسنجم . اما ، اينكه در اين كار تا كجا توفيق يافته و تا چه حد ناكام شده باشم ، داوريش با كسانى است كه در مقام قضاوت‌اند . همين قدر مىتوانم از خود دفاع كنم و بگويم كه از آغاز تا انجام كار كوشيده‌ام كه كتابى عرضه كنم هرچه نيكوتر ، و دقتى كه در تهيهء تصويرهاى آن كرده‌ام ، نمودارى است از اين كوشش . در تهيهء تصويرها از موضوعهايى بهره جسته‌ام ، كه ديگران به ندرت انتخاب مىكنند و آنها را بيشتر از ميان مجموعهء عكسهايى برگزيده‌ام كه خود طى سفر برداشته‌ام يا عكسهايى كه دوستان در ايران گرفته‌اند . در نوشتن كتاب ، هيچ مؤلفى بىمدد اسلاف خود كارى از پيش نمىبرد و قدر خدمت ايشان را بيش از همه ، كسانى مىدانند كه چون من خواسته‌اند يك جو بر مجموعهء دانش موجود بيفزايند . از اين‌رو پيوسته و بىهيچ ترديد به تأليفات همكاران خود كه دربارهء ايران كتاب نوشته‌اند مراجعه كرده‌ام : از زردشت و هرودوت گرفته تا نويسندگان تازىنويس ، و همچنان فرود آييم تا برسيم به كسانى چون « كرپرتر « 2 » » و « براون « 3 » » و « كرزن « 4 » » . همه جا دقت كرده‌ام كه مآخذ هر اطلاع خاصى را كه بدست آورده‌ام بنويسم و دين خود را بىترديد در حق صاحب مدرك ادا

--> ( 1 ) . ترجمهء دقيق‌تر مثلى كه مؤلف زده اين است : ( نيم نانى داشتن به كه هيچ نداشتن ) Halt a Loat is better than no bread at all درست معادل مثل عاميانهء فارسى ( كاچى به از هيچى ) . ( م ) . ( 2 ) . Kerporter ( 3 ) . Browne ( 4 ) . Curzon